خلاقیت شغلی عبارت است از این که فرد چگونه با دیگران کار می کند، کیفیت کار گروهی چگونه است، چگونه تغییرات، مدیریت می شوند، چگونه فرد بر زندگی شغلی خود نظارت می کندو چقدر از عهده تلفیق و هماهنگی زندگی کاری با سایر جنبه های زندگی خود بر می آید.

 آوری عبارت است از کاوش پیوسته برای یافتن رویکردی تازه و نوین نسبت به هر جنبه ای از اداره امور شغلی؛ اعم از این که مربوط به فراورده های جدید یا موجود، فنون جدید یا مواد خام تازه، و یا راهبردهای نو و روش های کاری جدی، باشد یا نباشد.

 

فکر بکر (الهام) چگونه پدید می آید؟

سه عامل باعث می شوند که فکر بکری به ذهن فرد خطور کند:

اولاً، وجود مشکل شغلی مبرم یا آزاردهنده ای که باید حل شود؛ یعنی در خلأ نمی شود خلاق بود.

ثانیاً، فکر در محیطی که به سر می برد، ممکن است " سرگردان باشد و در خواب و خیال و رؤیاهای خود به سر برد." این وضعیت در مورد هر شخصی نسبت به شخص دیگر متفاوت است. اما مواردی از این گونه وضعیت هستند که بین همه اشخاص مشترکند. از جمله، هنگام پیمودن مسیر بین خانه و محل کار، دوش گرفتن، خوابیدن یا از خواب بیدار شدن و پیاده روی. نکته اصلی در تمام این فعالیت ها این است که به فرد امکان می دهند، حول وحوش موضوع بچرخد، بدون این که آن را کانون اصلی توجه خود قرار دهد.

ثالثاً، فکر بکر، هنگامی که فرد در حالت سرگشتگی قرار دارد، از ادراکات یا نقطه نظراتی که اغلب با کار ارتباطی ندارند، نشأت می گیرد. پیشرفت ها و اکتشافات مهم هنگامی رخ می دهند که افراد مشکل شغلی مشترکی را از منظری متفاوت بنگرند. مثال های رایج در این زمینه، بینش های مثبت از سیستم های ارتباطی شبکه ای حرفه ای یا شخصی، حضور در کنفرانس ها یا کارگاه ها، مطالعات شخصی، فعالیت های شخصی در اوقات فراغت، فعالیت های جمعی، و زندگی خانوادگی در بر می گیرند.

چه کسی صاحب اندیشه است؟

پاسخ به این پرسش دشوار است؛ زیرا دارایی فکری از اهمیت تجاری بیش تری برخوردار شده است. تقریباً همه  اکتشافات خلاقانه ای که در سازمان ها صورت می گیرد، مولود بصرت یا اندیشه پدید آمده در ذهن فرد یا گروه کوچکی از افراد است. اما این فقط به مثابه " جرقه ای " برای ظهور فرایندی به مراتب پیچیده تر است، که اندیشه یا بصیرت به آن شکل می دهد، آن را به محک آزمایش می گذارد و سر انجام تلطیف می کند؛ فرایندی که ممکن است از یک گروه توسعه در پروژه ای کوچک تاصدها نفر را در بر گیرد.

اما برای اکثر ما، خلاقیت چیزی نیست که تصمیم بگیریم از روی بی علاقگی آن را ببخشیم و برملاکنیم. برای تحقق این امر، فرد باید انتظار و امید دریافت پاداش یا تقدیر داشته باشد.

چه عاملی باعث ایجاد خلاقیت در یک گروه می شود؟

تنوع، درگیری فکری، بارش فکری یا سیال سازی مؤثر ذهن، و تنش سازنده. دوروتی لئونارد استاد دانشکده بازرگانی هاروارد که صاحب نظری پیشگام در این زمینه است، تأکید می کند، اعضا باید براساس تنوعشان هم از نظر میزان علمی که دارند و هم به لحاظ شیوه تفکر فردی فردی و فرهنگی انتخاب شوند.

آیا می توانید کسی را با تعلیم و تربیت، خلاق کنید؟

در زمینه بارش فکری می دانیم عوامل معینی وجود دارند که جریان آزاد اندیشه ها را تقویت می کنند؛ مثلاً، بهره برداری از بصیرت های لجام گسیخته، تجسم صوری، و منطق مقلوب. به علاوه می دانیم چه چیزهایی مانع بروز خلاقیت می شوند؛ برای مثال: سیاه و سفیداندیشی، تجزیه و تحلیل مفرط، تلاش ها زود هنگام برای تعیین و تعریف دقیق پدیده ها، همچنین می دانیم که آدم ها بهترین ایده های خود را در جَوّی شلوغ (پر مشغله) و تحت فشارهای روانی زیاد تولید نیم کنند و این که غالباً بهترین ایده ها آن هایی هستند که به بصیرت ها و تقطه نظرات غیر مرتبط به کار افراد متکی هستند.

 روش تعلیم و تربیت و توسعه دستخوش انقلاب شده است. ده سال پیش، محور تعلیم و تربیت اساساً بر حمایت از عملکرد افراد استوار بود. اکنون از تعلیم و تربیت در درجه نخست برای شکل دادن به تفکر، احساسات و بینش افراد استفاده می شود. عرضه ایده ها و فعالیت های نو به مردم به منظور بازکردن ذهن آن ها و سپس بحث درباب اینکه احساسات یا بصیرت ها چه ارتباطی با کار آن ها دارند، امری متداول شده است. آموزش فنون ویژه چگونگی انجام بارش فکری مؤثر به مردم دیگر، دشوارتر از آموزش سایر مهارت های کار گروهی به آن ها نیست.

 

منبع

مجله رشد معلم ، شماره 8